X
تبلیغات
رایتل

یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ


یه بار راجع به یه نرم افزار حسابداری صحبت کردم و یکی از دوستان نرم افزار پارمیس همراه رو پیشنهاد دادن. من نصبش کردم، مشکلش برای من این بود که نمیشد عددها رو به صورت اعشاری بذارم. یعنی نقطه ی اعشارش فعال نبود. آخرش به پشتیبانیش ایمیل زدم. اونا هم جواب دادن و گفتن درسته و خلاصه چند بار ایمیل بازی شد و من اسکرین شات گوشیمو فرستادم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که مشکل با کیبورد گوشی منه. سرچ کردم دیدم گوشی سامسونگ این مشکلو داره بعضی وقتا. یه کیبورد معروفی بود (سوئیفت کی) که مال گوگل بود، نصب کردم (خیلی ها اینو پیشنهاد داده بودن واسه کسایی که مشکل دارن). خیلی کیبورد پیشرفته ای بود و همه چی داشت. با اون درست کار می کرد. اما در نهایت متاسفانه من نتونستم با نرم افزار کار کنم. یه دلیلش این بود که خیلی سرعتش پایین بود. البته من خودمم گوشیم همچین سرعتی نداره، دیگه اون نرم افزار هم که یه کمی کند بود، نور علی نور شده بود! یه دلیل دیگه اش این بود که یه سری فیلدهاش اجباری بود و حتما باید پر می کردی هر دفعه که وقت گیر بود. یعنی همیشه باید می نوشتی از کدوم حساب پول داره واریز میشه، برای چی وارد میشه. خب بعضی وقتا من عجله داشتم، دوست داشتم میشد الان فعلا مبلغو بزنم و سریع انتخاب کنم برای چی بوده، اما بعدا بیام بزنم از کردیت کارت بوده یا حساب عادی یا نقد یا هرچی. یه چیز دیگه هم اینکه دسته بندی هاش خیلی دقیقه بود. یعنی مثلا قبض آب، قبض برق، قبض موبایل، قبض تلفن، شارژ ساختمون، هزینه ی دکتر و ... . از اونجایی که ما اینا رو نداریم، هر دفعه باید یه لیست بلند بالا رو رد می کردم تا برسم به چیزی که می خوام. اگر هم سرچ می کردم که خب سرچ هم همچین سرعتی نداره، پس اونم خیلی کمکی نمی کرد.

خلاصه که به درد من نخورد این نرم افزار. اما برای کسایی که با حوصله بخوان وارد کنن و ایران زندگی کنن (یعنی مدل خرجشون همونی باشه که اونا دارن)، به نظرم خیلی نرم افزار جامعی بود. اگر کسی دوست داره یه نرم افزار ایرانی رو در این زمینه انتخاب کنه، به نظرم حتما این نرم افزارو امتحان کنه.

البته خوبی این نرم افزار برای من این بود که کار با نرم افزارو یاد گرفتم و فهمیدم تو نرم افزار انگلیسی ای که خودم دارم هم میشه مثلا حساب تعریف کنم، بنویسم از کدوم حساب دارم این پولو میدم. مشخص کنم که بین حسابا پول رد و بدل شده. قبل ترش من بلد نبودم وقتی مثلا از حساب پول برمی دارم با عابربانک، الان این جزو خرج هاست؟ چه جوری باید مشخصش کنم؟ که با این نرم افزار ایرانیه فهمیدم باید یه حساب نقدی تعریف کنم و بعد انتقال پول بین حسابا رو انتخاب کنم.

خلاصه، با اینکه نرم افزارو پاک کردم (و همین طور کیبورد جدیدو!)، ولی برام مفید بود و چیزای خوبی ازش یاد گرفتم. شمام برین ازش چیزای خوب یاد بگیرین .

--

چند وقت پیش یه قرار داشتم تو مهد پسرمون. در واقع انجمن اولیا و مربیان بود که با هر خانواده ای جدا صحبت می کرد مسئول مهد. از همه چی پسرمون راضی بود خدا رو شکر. البته جدیدا یه کمی ناآروم تر شده که فکر می کنم دلیلش دندون های احتمالیه که قراره در بیان و گرمی هوا. خیلی گرمشه، خیلی!!

--

اون روز همسر می خواست بره خرید یه سری چیزای کوچیک از سوپری جلوی خونه مون. گفتم پسرمونم ببر دیگه. گفت باشه. گفت لباس تنش کن. گفتم نمی خواد. با همین بادی که تنشه خوبه. ببرش. هرچی تنش کنم گرمش میشه. گریه می کنه. گفت باشه. ورداشت با کالسکه بردش. بعد که اومده میگه اتفاقا یه خانوم دیگه ای هم بچه شو آورده بود با کالسکه، یه چتر داشت کالسکه ی بچه اش و کلی لباسای خوشگل تن بچه اش کرده بود. اون وقت بچه ی ما با ایه بادی اومده بود .

--

تو محل کارمون یه سری قهوه و چایی و از اینا هست. چایی ها مال رَنه، قهوه ها مال همه. البته ایرادی نداره کسی از چایی ها بخوره ها. اما کلا مثلا فیلیکس هیچ وقت چایی نمی خوره. واسه همین چایی ها رو رن خریده و هر از گاهی می خوره. بقیه فقط قهوه می خورن. چند وقت پیش که من یه کمی سرما خورده بودم، یه بسته چایی کیسه ای سیاه بردم سر کار، گذاشتم بغل بقیه ی چایی ها. گفتم هر روز یه چایی بخورم که زودتر خوب بشم. اون روز رفتم چایی بخورم، دیدم پیش چایی ها نیست. دیدم اسباب کشی که کردیم، رن دیده این چایی مال خودش نیست. گذاشته تو یکی از طبقه های قفسه ای که نزدیک فیلیکسه!! حالا من روم نمیشه برم جلوی فیلیکس چایی  خودمو از رو قفسه اش وردارم . البته اون روز که می خواستم بخورم و اینو فهمیدم، بچه ها تو اتاق نبودن و من راحت از رو قفسه ورداشتم، ولی خب از این به بعد چیکار کنم؟

--

جدیدا کار خاصی ندارم تو محل کارم. می شینم رفع باگ می کنم. خیلی لذت بخشه یه جای کار که ایراد داره و هنوز کسی نفهمیده رو خودت کشف کنی و رفعش کنی، خیلی . ولی خودمونیم، چقدر باگ داره سیستم .

--

چند وقت پیش داشتم یه چیزی رو راجع به سرعت اجرای کد سرچ می کردم ببینم اصلا تاثیری داره مثلا سعی کنم بهبودش بدم یا نه. یه نفر تو جوابی که به یکی دیگه داده بود، اینو نوشته بود که خیلی خوشم اومد. گفتم بنویسم شما هم خوشتون بیاد :

 To give a sense of the time scale, in 1 second a photon can travel most of the way to the moon; in 1 millisecond it can travel across a medium-sized country, and in 1 nanosecond it can travel the length of your foot.

(برا اینکه یه حسی از مقیاس زمان داشته باشین، خوبه بدونین تو یه ثانیه یه فوتون می تونه قسمت عمده ای از راهشو تا ماه بره، تو یه میلی ثانیه یه فوتون می تونه طول یه کشور با سایز متوسط رو بره و تو یه نانوثانیه می تونه به اندازه ی طول پاتون حرکت کنه).


برچسب‌ها: روزمره
[ چهارشنبه 31 خرداد 1396 ] [ 21:58 ] [ دختر معمولی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

وبلاگ قبلی من اینجاست: mamooli.persianblog.ir به خاطر خرابی های مکرر پرشین بلاگ تصمیم گرفتم کوچ کنم :) و اما من: من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه!---- 22 اکتبر 2016 یکی از بهترین و قشنگ ترین اتفاقای زندگیمون رخ داد و پسرمون متولد شد. ---- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ---- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید"، بپرسید. در غیر این صورت، من نمی تونم جوابگوتون باشم. با کمال شرمندگی البته.---- وبلاگ قبلی یه سری پست های روزمره اش رمزداره. اگه رمز می خواین بگین. ---- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 29711