X
تبلیغات
رایتل

یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ


لیک موش است در مصاف پلنگ


امروز رن و فیلیکس باید میرفتن جایی. خیلی شیک و مجلسی سعی کرده بودن لباس بپوشن. معلوم بود که حسابی دارن سعی می کنن نظر طرف مقابلو جمع کنن.

آدم هرچی هم رئیس باشه و هی مصاحبه بذاره برای استخدام کارآموز و کار دانشجویی و برنامه نویس و غیره، باز یه جایی میرسه که خودش باید تمام تلاششو بکنه که نظر یکی دیگه رو جلب کنه. آدم همیشه رئیس نیست که .

--

جدیدا باز مثل قبل با خودم یه ظرف می برم که حالا یا توش میوه است یا کیک. قبلا که تا 5 کار می کردم هر روز می بردم. الانم که دوباره تقریبا طولانی کار می کنم، می برم. یادش بخیر، همیشه تق تق تق تق (چهار تا تق) یعنی من در ظرفمو بستم که برم. احتمالا فیلیکس و رن از روی این صدا قبل از اینکه بخوام خداحافظی کنم همیشه می دونستن که من دارم میرم. الان دوباره همین صدا تولید میشه هر روز . فقط با این تفاوت که نمی دونم چرا به نظرم اون زمانا بهتر بود. نمی دونم چرا وقتی فقط سه نفر بودیمو بیشتر دوست داشتم! نمی دونم چرا بزرگتر شدن شرکتو دوست ندارم. شاید چون یه جوری همه سرشون شلوغ تر میشه و اون جو صمیمیت از بین میره. نمیدونم واقعا.

--

اون روز به خاطر اون مشکلی که با نرم افزارم داشتم، خیلی سرچ کردم. اگه بخوام سوال و جواب ها رو توصیف کنم، فکر می کنم مورد زیر مورد خوبی باشه براش:

سوال: من دکمه ی لباسم خراب شده، بسته نمیشه.

- من همین مشکلو داشتم، پاچه هامو کوتاه کردم، درست شد.

- من همین مشکلو داشتم، جادکمه مو دوختم درست شد.

- فکر کنم اگه دکمه تو بکنی، دوباره بدوزی درست بشه.

- من دکمه مو کلا کندم، بدون اینکه دوباره بدوزمش مشکلم حل شد.

همین دیگه، باور کنین در همین حد بودن جوابا و جالب اینکه هر کسی هم با روش خودش جواب گرفته بود، ولی حیف که برای من هیچ کدوم کار نکرد!

--

لپ تاپم مشکل ریستارت داشت، تو صفحه ی ریستارت می موند. راجع بهش سرچ کردم. می بینم طرف پرسیده من تو صفحه ی ریستارت کامپیوترم هنگ می کنه، چیکار کنم؟ (سوالو تو سایت مایکروسافت پرسیده بود). طرف جواب داده، فلان کار رو بکن، ریستارت کن نتیجه رو بگو.

- خب میگم مشکل داره، تو قسمت ریستارت می مونه. چطوری ریستارت کنم؟

- سوال خوبی پرسیدی :|

لازم می دونم بگم هزار خورده ای نفر (فکر کنم سیصد چهارصد نفر)، این سوال "خب میگم ... " رو مفید دیده بودن (found this answer helpful یا یه همچین چیزی بود جمله ای که اونجا بود و مردم لایک کرده بودن). حالا اونا که حق داشتن، راست گفتن. من موندم چرا حدود 40 50 نفر زده بودن this solved my problem!!! یعنی مشکلشون با خوندن این سوال حل شد؟

البته الان خودم دلیلشو بهتون میگم، چون اگه اشتباهی دستت بخوره روی این جواب، مثل اینکه نمیشه دوباره کلیک کنی و از انتخاب درآد!! منم یه بار اشتباهی دستم برای یه سوال دیگه یه جا خورد که این جواب مفید بوده. نتونستم برش گردونم. البته شاید هم بشه ها، ولی من دیگه حسشو نداشتم باهاش ور برم.

--

فیلیکس امروز میخواست بره بیرون، به اشتفان سپرد، گفت یه بسته میاد برا هنری. گفت باشه. پست اومده میگه 22 تا بسته دارین . واقعا همه مون کنجکاو بودیم بدونیم این 22 تا بسته دقیقا چی داره توشون؟!! حالا فردا هنری میاد خودش توضیح میده .

--

چند وقت پیش یه پسری رو دیدم تو قطار، که مطمئنم اگه ازش یه عکس می گرفتم، سیاه و سفیدشو میذاشتم به عنوان یه ده شصتی، همه قبولش می کردن. عجیب دهه شصتی بود طفلک. همون جور معصوم، مظلوم، با موهای مشکی شبیه ایرانی ها، با چهره ای شبیه ایرانی ها (نمی دونم کجایی بود، ولی احتمالا ایرانی نبود)، با کفش هایی رنگ و رو رفته که هنوز سوراخ نشده بودن، ولی خب شاید در شرفش بودن، با شلوار جینی درست شبیه بچه های همون دهه. نمی دونین وقتی دیدمش چقدررر یاد بچگی های خودمون افتادم. انگاری پرت شدم به اون زمان. یادش بخیر، بچه های سنگو تا در خونه شوت کردن ... .



برچسب‌ها: روزمره
[ دوشنبه 19 تیر 1396 ] [ 23:17 ] [ دختر معمولی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

وبلاگ قبلی من اینجاست: mamooli.persianblog.ir به خاطر خرابی های مکرر پرشین بلاگ تصمیم گرفتم کوچ کنم :) و اما من: من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه!---- 22 اکتبر 2016 یکی از بهترین و قشنگ ترین اتفاقای زندگیمون رخ داد و پسرمون متولد شد. ---- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ---- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید"، بپرسید. در غیر این صورت، من نمی تونم جوابگوتون باشم. با کمال شرمندگی البته.---- وبلاگ قبلی یه سری پست های روزمره اش رمزداره. اگه رمز می خواین بگین. ---- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 29711