X
تبلیغات
رایتل

یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ


قبلا بهتون گفته بودم، اسم سگ فیلیکس کیته است که هر از گاهی با خودش میاردش. البته این هر از گاهی تقریبا هر روزه! هر روز هم ساعت یک یه خانومی میاد می بردش.

اون روز فیلیکس می خواست بره ناهار، کیته رو گذاشت تو اتاق، پیش من و ساشا. قرار شد اگه تا یک نیومد خودش، یه زنگ به اون خانومه بزنه و بگه که کیته رو از پیش ما برداره. البته کلا هم همیشه اون خانومه میاد و کیته رو می بره. فقط هر وقت فیلیکس خودش نیست، غرغر می کنه و میگه بهش بگین به من زنگ بزنه .

در پشتی شرکتو هم که قبلا بهتون گفتم همیشه یه صندلی میذاریم، که باز بمونه و هوا بیاد تو. اون روز ساشا رفت بیرون، فقط من تو اتاق بودم. چند دقیقه بعد که اومد، میگه این کیته است بیرونه؟!! نگاه کردم دیدم کیته رفته بیرون، یه آقایی از شرکتای بغلی همین ساختمون هم اون جلو وایستاده و داره نازش می کنه و از غذاش که ساندویچ بود یه کمی هر از گاهی بهش میداد.

همین دیگه، وقتی آمد سگ داری بلد نیست، نمی دونه باید حواست باشه که نره بیرون . دیگه ساشا صداش کرد، گفت بیا تو. اونم اومد تو!

--

پسر بزرگتر خواهر بزرگتر چند وقت پیش امتحان تیزهوشان داشت برای کلاس دهم. با اینکه خیلی تست می زد و می خوند و اینا، ولی سر امتحان وقت کم آورده بود و تقریبا هیچی از ریاضی ها رو نزده بود! فقط هفت تا تونسته بود بزنه که از اونا هم مثل اینکه پنج تاش درست بود. نذر کرده بود اگه تیزهوشان قبول بشه، بره کلاس قرآن. حالا اون روز که زنگ زدم به مامانم، گفت -خدا رو شکر- قبول شده و از دیروز داره میره کلاس قرآن .

چیزی که برام جالب بود نذری بود که کرده بود. با خودم فکر می کنم چه بسیار آدمایی که نذر می کنن فقط یه دور قرآنو بخونن، حالا حتی شده غلط غلوط. باز همین که آدم بره کلاس، خیلی چیزای دیگه هم یاد می گیره، صرفا خوندن قرآن نیست. اونم الان که سعی می کنن تو کلاس های قرآن معنی و تفسیر و شعر و همه چی بگنجونن که بچه ها رو بیشتر جذب کنن.

--

حالا این دفعه که خطر از بیخ گوشش رد شد، امیدوارم برای کنکورش بتونه یاد بگیره چطوری زمانشو تنظیم کنه که چیزی رو از دست نده .

--

چند وقته شدیدا به این نتیجه رسیدیم غذاهامون تکراریه. دیگه از این حلقه ی قرمه سبزی و قیمه و استامبولی و مرغ و اینا خسته شدیم. شماها چی میخورین که غذاهاتون تکراری نیس خب؟!!

در مورد کیک هم وضع همینه. همسر کیک میوه ای و خامه ای دوست نداره. خب من چی درست کنم؟!!


برچسب‌ها: روزمره
[ شنبه 31 تیر 1396 ] [ 16:03 ] [ دختر معمولی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

وبلاگ قبلی من اینجاست: mamooli.persianblog.ir به خاطر خرابی های مکرر پرشین بلاگ تصمیم گرفتم کوچ کنم :) و اما من: من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه!---- 22 اکتبر 2016 یکی از بهترین و قشنگ ترین اتفاقای زندگیمون رخ داد و پسرمون متولد شد. ---- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ---- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید"، بپرسید. در غیر این صورت، من نمی تونم جوابگوتون باشم. با کمال شرمندگی البته.---- وبلاگ قبلی یه سری پست های روزمره اش رمزداره. اگه رمز می خواین بگین. ---- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 29711