یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ


اون روز در راستای غذای جدید و این حرفا، با برنج های مونده کبّه درست کردم. خوب شد. خدا رو شکر، همسر پسندید .

--

یه براونی هم درست کردیم با این دستور. خیلی عالی شد .

--

از دیروز باید با پسرم با هم کار کنیم! از اونجایی که عملا نمی تونم روزی هشت ساعت کار کنم با بچه. تقسیمش کردم که یه هفته از تعطیلاتمم کار کنم. یعنی شده روزی سه ساعت.

--

چه خوبه آدم روزی سه ساعت کار کنه ها! ظرفا رو شستم، کارمو کردم، با پسرمون بازی کردم، ناهار درست کردم، غذا خوردم، ورزشمو کردم. گشت اینترنتیمو کردم. سرچامو کردم. فقط مونده کتابمو بخونم .

--

به استادم ایمیل زدم که بخون دیگه اون 10 15 صفحه ی باقی مانده رو! گفتم لطفا تا آخر هفته برای من بفرست. فرمود تا آخر هفته نمی تونم. هر چیشو خوندم می فرستم برات. الان آخر ترمه، هر روز جلسه داریم. کلا هر وقت بهش ایمیل می زنم، یا میگه اول ترمه کار دارم، یا میگه آخر ترمه کار دارم، یا میگه بین دو ترمه، میخوام برم مسافرت!!

--

یه چیزی که پسرم ما خیلی خوب بلده، کشمش خوردنه!! کل خونه رو براش کشمش میکاریم! هر جا ببینه، ورمیداره می خوره! جالب اینکه بهش خلال سیب زمینی میدم، میفته از دستش، چیز به اون گندگی تو دستش نمی مونده. ولی کشمش که میذاریم جلوش، خودش با انگشتاش ورمیداره، مستقیم میذاره تو دهنش و شروع میکنه به جویدن!

--

امروز متوجه شدم که دندونای بالاش هم دارن درمیان . البته ایشون با آب دهنش کلا خونه رو چند دور شسته از چند وقت پیش ، انقدر که آب دهنش زیاد شده و هی می ریزه!


برچسب‌ها: روزمره، آشپزی
[ سه‌شنبه 3 مرداد 1396 ] [ 19:20 ] [ دختر معمولی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پروفایلمو هر از گاهی آپدیت می کنم. شمام هر از گاهی یه نگاه بهش بکنین. شاید چیزی تغییر کرده باشه :) -- وبلاگ قبلی من اینجاست: mamooli.persianblog.ir به خاطر خرابی های مکرر پرشین بلاگ تصمیم گرفتم کوچ کنم :) -- و اما من: من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی خیلی معمولی داریم. اولش دانشجویی اومدیم، الان یه زندگی همچین بگی نگی دانشجویی-کاری داریم! اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه!---- 22 اکتبر 2016 یکی از بهترین و قشنگ ترین اتفاقای زندگیمون رخ داد و پسرمون متولد شد. ---- 13 فوریه ی 2018 بالاخره تزمو سابمیت کردم.---- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ---- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید"، بپرسید. در غیر این صورت، من نمی تونم جوابگوتون باشم. با کمال شرمندگی البته.---- وبلاگ قبلی یه سری پست های روزمره اش رمزداره. اگه رمز می خواین بگین. ---- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 82344