X
تبلیغات
رایتل

یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ


قرار شد یه بار بیام راجع به خونه ها تو آلمان بنویسم. البته فکر کنم قبلا هم نوشتم. ولی الان که وبلاگم نو شده، گفتم دوباره هم بنویسم که اگه کسی جدید به ما پیوسته بخونه. اطلاعاتمم تو این مدت ممکنه زیاد شده باشه. شاید چیز جدیدی برای بقیه هم داشته باشه .

در حالت کلی خونه ها تو آلمان کوچیک نیستن بر خلاف تصور اونایی که می خوان بیان. نکته اش اینه که خونه هایی که با پول ماها جور در میان کوچیکن. وگرنه مگه تو ایران کدوم دانشجویی هست که خودش کار کنه و خرجشو در بیاره و خونه اش دویست متر باشه؟! تو همون ایران هم اگه کسی بخواد با حقوق کار دانشجویی زندگی کنه (کاری که اکثر دانشجوهای ایرانی اینجا می کنن)، قطعا نمی تونه خونه ی حتی 80 متری اجاره کنه. حداقلش اینه که باید با چند نفر هم خونه بشه و با هم پول بذارن و خونه اجاره کنن. اینجا هم اصل قضیه همونه. منتها تفاوتی که داره اینه که چون اینا به اندازه ی ما روابطشون صمیمی نیست و کلا حریم خصوصیشون با ما فرق داره، اولا این طوری نیستن که چند تا دوست با هم خونه بگیرن، دوما اینکه حاضر نیستن مثل ما ایرانی ها مثلا یه خونه ی هشتاد متری دو خوابه بگیرن و مثلا چهار نفری توش زندگی کنن. هر کسی از نظرشون باید حداقل یه اتاق داشته باشه. برای همینه که سیستم خونه هاشون با ما فرق داره.

یه سری خونه هست که بهش می گن studio apartment. اینا کلا این طورین که از در که وارد میشین، همه چی همون جاست. یعنی اتاق و اینا نداره. یه هاله که بغلش یه سینک ظرفشویی هم گذاشتن (یا تو بعضی موارد که خوش شانس باشین، یه آشپزخونه ی یه متری براش درست کردن)، یه سرویس هم جلوی در داره. این جور خونه ها فقط به درد دانشجوها می خوره و متراژشون زیاد نیست. از حدود 20 متر هستن تا 35 یا گاهی حتی 40 متر.

اما خب همین خونه ها هم برای خیلی از دانشجوها گرون حساب میشن. چون هرچی باشه یه خونه ی کاملا. واسه همین بقیه ی دانشجوها اتاق اجاره می کنن. به این سیستم میگن wg (وه گه). یعنی صاحبخونه یه خونه داره که سه تا اتاق داره، یه آشپزخونه و یه سرویس. اینو به سه تا دانشجو اجاره میده و هر کدوم هم جدا خونه رو اجاره می کنن. یعنی لزوما با هم دوست نیستن مستاجرا. البته چیزی که هست اینه که چون آشپزخونه و سرویس مشترکه، تو این جور خونه ها نظر هم خونه ای ها مهم میشه. یعنی معمولا این طوری نیست که صاحبخونه بگه من هر کی رو دلم می خواد میارم، بعد شما یهویی صبح بیدار بشین، ببینین یه هم خونه ای جدید براتون اومده! معمولا صاحبخونه آگهی رو میذاره رو سایت. آدمای مختلف میرن خونه رو می بینن و مستاجرهای فعلی چند تا که به نظرشون خوبه رو به صاحبخونه میگن و اگه صاحبخونه موافقت کرد، خونه رو میدن به یکی از اونا.

اگه برای خونه های این مدلی برین که خونه رو ببینین، انگاری مصاحبه داره . فقط نمی رین خونه رو ببینین و بعد بگین خداحافظ. باید بشینین یه ده دقیقه ای باهاتون صحبت کنن و اونا از شرایطشون بگن و شما از شرایطتون ببینین به هم می خورین یا نه! آگهی هایی هم که میذارن مختلفه و واقعا باید بخونین، ببینین به دردتون می خوره یا نه. مثلا یکی آگهی میذاره ما دنبال یه آدم خیلی آروم می گردیم و سر و صدا نباشه و اینا. خب اگه شما آدمی هستین که هر روز می خواین مهمونی بگیرین، نمی تونین با اینا کنار بیاین. یا مثلا برعکس، یکی آگهی میذاره ما خیلی کولیم (!!) و مدام مهمونی داریم و خیلی شادیم و اینا. خب اگه شما دنبال یه محیط آروم می گردین برای درس خوندن و خوابیدن، اینجا به دردتون نمی خوره. آگهی های این مدلی هم همیشه طولانین. یعنی حتی تو آگهی هم فقط نمی نویسن یه خونه ی سه خوابه تو محله ی فلان. می نویسن من، دانشجوی فلان، و دوستم، دانشجوی فلان، دنبال یه هم خونه ای می گردیم که فلان طور باشه. راجع به علائق خودشون و اینکه وقت خالیشونو چطور می گذرونن و اینا هم توی همون آگهی توضیح میدن.

اگر هم دانشجو نیستین و خانواده این، خب دنبال خونه های معمولی چند خوابه می گردین. البته تعریف "خوابه" (!) هم از نظر اینا فرق داره. چیزی که آلمانی ها بهش میگن سه خوابه، از نظر ایرانی ها دو خوابه است. چون اینا هالو هم یه خواب حساب می کنن. البته خیلی ها از خونه ها اصلا هال ندارن. یعنی یه راهروئه که مثلا سه تا در داره به سه تا اتاق که حتی ممکنه اندازه هاشون هم دقیقا یکی باشه! یعنی عملا اتاق خواب و هال یه اندازه ان. فقط فرقشون اینه که تو یکیش مبل هست، تو یکیش تخت.

در مورد آشپزخونه بگم که اون تصوری که ما ایرانی ها از آشپزخونه داریم، هیچ وقت تو آلمان در عمل نمی تونیم بهش دست پیدا کنیم! آشپزخونه های اینجا (در صورت وجود!) خیلی کوچیکن. به ندرت آشپزخونه ی بزرگ پیدا می کنین و این تقریبا مستقل از سایز خونه است!! یعنی آشپزخونه ی یه خونه ی هشتاد متری مثلا 1.5 متره، یه خونه ی 20 متری، یه متر!

تراس هم اگه شانس بیارین خونه تون داره! ولی لزوما همه ی خونه ها هم تراس ندارن. البته این چیزا دیگه مثل ایرانه. بعضی خونه ها تراس/پارکینگ/انباری/آسانسور دارن، بعضی ها ندارن.

بعضی از خونه ها تو زیرزمینشون یه اتاق لباسشویی دارن که حالا یک یا چند لباسشویی اونجا هست و مشترکه بین همه و هر کس می تونه بره لباساشو بندازه. بعضی وقتا هم البته هر خونه ای لباسشویی مخصوص به خودشو داره. اگه لباسشویی داشته باشه خونه، معمولا خشک کن هم داره.

دیگه راجع به مشخصات خونه ها چیزی یادم نمیاد که بگم. اگه سوالی دارین، بپرسین .



[ چهارشنبه 25 مرداد 1396 ] [ 22:08 ] [ دختر معمولی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

وبلاگ قبلی من اینجاست: mamooli.persianblog.ir به خاطر خرابی های مکرر پرشین بلاگ تصمیم گرفتم کوچ کنم :) و اما من: من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه!---- 22 اکتبر 2016 یکی از بهترین و قشنگ ترین اتفاقای زندگیمون رخ داد و پسرمون متولد شد. ---- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ---- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید"، بپرسید. در غیر این صورت، من نمی تونم جوابگوتون باشم. با کمال شرمندگی البته.---- وبلاگ قبلی یه سری پست های روزمره اش رمزداره. اگه رمز می خواین بگین. ---- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 29711