X
تبلیغات
رایتل

یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ


دیشب انقدر پسرمون هی نصف شب بیدار شد و نق نق کرد که همسر متواری شد به هال. البته متواری شدنش واسه این نبود که بچه نق نق می کرد، واسه این بود که به نظرش بچه نق می زد چون جاش تنگ بود وسط ما دو تا . از اونجایی که پسرمون خیلی دوست داره پخش و پلا بخوابه و غلت بزنه، بعضی وقتا این جوری میشه. البته من فکر می کنم گرسنه اش هم بود. وقتایی که درست قبل از خوابش درست و حسابی بهش غذا میدیم، بهتر می خوابه.

--

نمی دونم اینو بهتون گفته بودم یا نه. چند وقت پیش رفته بودیم یه فروشگاهی. لباساشو تخفیف زده بود. یه سری هاش لباسای زمستونی بودن که تخفیف خوبی خورده بود. همسر گفت بیا یه بلوز کاموایی هم وردار. گفتم من دو تا لباس رو هم دوست ندارم چون دو تا آستین رو هم اذیتم می کنه. اگر هم فقط بخوام با لباس کاموایی برم سر کار، بازم دوست ندارم، چون خود اتاقمون خیلی گرمه. اگه جلیقه ای چیزی دیدی بهم بگو. دو دقیقه بعد اومده اون جایی که من تو فروشگاه وایستادم، میگه جلیقه اش حتما باید بی آستین باشه؟ 

--

دیشب من زودتر از همسر رفتم بخوابم. چند دقیقه بعدش همسر اومده بخوابه. صدام می زنه، میگه خوابیدی؟ میگم نه هنوز. میگه خوبی؟ میگم آره! چند ثانیه بعدش من عطسه کردم. یه کمی آبریزش بینی گرفتم بعدش. پتو رو هم کشیده بودم رو سرم تقریبا. می بینم یهویی یه دستی میاد پتو رو می زنه کنار، صاف می ره تو چشم ! همسر می خواست ببینه گریه نمی کنم یه وقت . نمی دونم چرا همچین فکری کرده بود اصلا!!


برچسب‌ها: روزمره
[ یکشنبه 5 شهریور 1396 ] [ 10:30 ] [ دختر معمولی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

وبلاگ قبلی من اینجاست: mamooli.persianblog.ir به خاطر خرابی های مکرر پرشین بلاگ تصمیم گرفتم کوچ کنم :) و اما من: من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه!---- 22 اکتبر 2016 یکی از بهترین و قشنگ ترین اتفاقای زندگیمون رخ داد و پسرمون متولد شد. ---- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ---- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید"، بپرسید. در غیر این صورت، من نمی تونم جوابگوتون باشم. با کمال شرمندگی البته.---- وبلاگ قبلی یه سری پست های روزمره اش رمزداره. اگه رمز می خواین بگین. ---- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 29711