X
تبلیغات
رایتل

یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ


اون روز به همسر زنگ زده بودن و گفته بودن شما باید 480 یوروی دیگه برای بیمه ی ماشینتون بدین! قبلا 550 یورو داده بودیم و این بیمه رو خریده بودیم. همسر هم گفته بود چرا؟ گفته بود چون کلاس بیمه تون هنوز پایینه (صفره)، همسر هم گفته بود ما الان یه ساله بیمه داریم. الان باید یک باشه. گفته بود ما از بیمه ی قبلیتون استعلام کردیم. با اونا صحبت کنین. همسر هم زنگ زده بود به بیمه ی قبلی و معلوم شده بود که باید حداقل 180 روز اون بیمه رو داشته باشی تا آخر سال که برات حساب بشه. ما پارسال تو آگوست ماشینو خریدیم و در نتیجه تا آخر سال تقویمی که حساب کرده بودن 180 روز نشده بود و در نتیجه ما هنوز مثل یه آدم تازه کار هستیم که تازه ماشین گرفته و بنابراین باید بیمه ی بیشتری پرداخت کنیم. کم کم که آدم سال های بیشتری ماشین داشته باشه و تصادف نداشته باشه و خلاف نکرده باشه، هی بیمه اش کمتر و کمتر میشه. حالا فعلا که باید هی پول بدیم!

--

رن و فیلیکس امروز رفته بودن برای ارائه یه شهر دیگه. در واقع امروز یه قرار شیش ساعته داشتن که می خواستن کد رو برای مشتری اجرا کنن و راجع بهش صحبت کنن و این حرفا. اما خب قسمت فرانت اند هنوز کامل نشده بود! قرار بود دیروز تحویل بدن بچه ها که ندادن. رن هم از دو تا از بچه های بک اند که تقریبا خوب کار می کنن و کار خودشونو انجام داده بودن خواسته بود که تو قسمت فرانت اند کمک کنن. امروز صبح ساعت شیش و نیم اینا یکیشون پیام زده بود که ما تمام تلاشمونو کردیم و بالاخره یه نسخه برای ارائه ی امروز آماده کردیم.

من که پیامو دیدم همون هشت اینا بود. سعی کردم اجراش کنم، ولی دیدم برای من که اجرا نمیشه. گفتم ولش کن. الان باز بهشون بگم فکر می کنن من از همه ببوترم! اخه اصولا هر مشکلی تو سیستم هست، همیشه من اولین نفریم که بهش برمیخورم!! این اتفاق بارها افتاده. یعنی مثلا من میرم میگم فلان مشکلو دارم. همه میگن نه، واسه ما که کار می کنه و مشکلی نداره. بعد من خودمو می کشم اون مشکلو حل می کنم، بعضی وقتا هم حل نمیشه البته، فردا یا پس فرداش بقیه میان میگن دختر معمولی تو هم این مشکلو داشتی. نه؟!! اینه که من دیگه ترجیح میدم تا به مشکلی برمی خورم، نرم بگم. بذارم یه کمی هم بقیه بگن . ساعت نه و نیم، دیدم رن زده من که نمی تونم اینو اجرا کنم. باید چیکار کنم؟ دوباره یکی از بچه ها اومد یه نیم ساعت بعد جواب داد که باید چطوری اجراش کنی. دیگه نمی دونم اون زمان رن رفته بود برای ارائه و نتونست دیگه کد رو آماده کنه یا تونست به ارائه اش برسونه کدو. امیدوارم تونسته باشه .

--

امروز سرم خیلی گیج می رفت. هفته ی پیش و هفته ی قبل ترش هم هر دفعه یه بار این طوری شدم. این دفعه دیگه نگران شدم. گفتم نکنه مشکل خاصی باشه. چون من اصولا آدم مریض بودن و سردرد و سرگیجه و این حرفا نیستم. سرگیجه ام هم به حدی جدی بود که راه رفتنم هم باید با احتیاط می بود تو دو بارش یا اینکه اصلا باید سرمو میذاشتم یه جا. خلاصه، این دفعه زنگ زدم، همسر اومد دنبالم، بردم دکتر. بعد رفت دنبال پسرمون، بعد دوباره اومد پیش من که البته دیگه اون موقع رسیده بودم خونه. خدا رو شکر چیز خاصی نبود. فقط فشارم افتاده بود. نمی دونم چرا آدم باید هفته ای یه بار فشارش بیفته دقیقا .

به دکتره گفتم گوشم هم گاهی مشکل پیدا می کنه. احیانا به هم ربطی ندارن؟ خطرناک نیست. گفت نه. طبیعیه.

دکتره یه سری علائم دیگه هم بهم گفت، گفت اینا رو هم داری؟ گفتم نه. گفت آخه یه سرماخوردگی اومده تو شهر که این مشکل گوش هم یکی از علائمشه و همین طور این سرگیجه ای که گفتی. اگه آبریزش بینی هم پیدا کردی و سینوس هات هم درد گرفت و یه سری علائم دیگه رو هم پیدا کردی که هفته ی دیگه می بینمت باز .

--

فکر نمی کردم دکتره منو یادش باشه. ولی تا دیدم گفت از دفعه ی پیش مشکلاتت رفع شد؟ الان حالت خوبه؟ امروز چیکار می تونم بکنم برات؟  کلا دکتر بسیار خوش اخلاق و مهربونیه. خدا خیرش بده .


[ پنج‌شنبه 9 شهریور 1396 ] [ 23:07 ] [ دختر معمولی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

وبلاگ قبلی من اینجاست: mamooli.persianblog.ir به خاطر خرابی های مکرر پرشین بلاگ تصمیم گرفتم کوچ کنم :) و اما من: من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه!---- 22 اکتبر 2016 یکی از بهترین و قشنگ ترین اتفاقای زندگیمون رخ داد و پسرمون متولد شد. ---- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ---- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید"، بپرسید. در غیر این صورت، من نمی تونم جوابگوتون باشم. با کمال شرمندگی البته.---- وبلاگ قبلی یه سری پست های روزمره اش رمزداره. اگه رمز می خواین بگین. ---- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 29711