X
تبلیغات
رایتل

یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ


اون روز که گفتم نشد کلاهو بدم به دوستم. فرداش اومد و گرفت. بعدش هم به من گفت یه خواهشی ازت دارم. همسرم می خواد درخواست حقوق بیکاری بده (بورسش قراره تموم بشه). بعد مسئولش گفته که بلیت می خرین برای رفت و آمدتون یا نه؟ ما هم گفتیم آره، بلیت ماهانه می خریم. گفته کپی بلیت ماهانه تونو جزو مدارک باید برای من بفرستین. حالا ما که در واقعیت بلیت ماهانه نمی خریم. تو اگه بلیت ماهانه می خری، میشه یه عکس ازش بگیری، بدی ما بدیم به اون آقا؟

اون لحظه گفتم باشه چون اصلا در اون لحظه نتونستم بگم نه، این اصلا کار درستی نیست. بعدا که اومدم، تو راه به همسر گفتم نظرت چیه؟ گفت خب این کار اشکال داره دیگه. یه جور تقلبه. منم در نهایت تو تلگرام به دوستم زدم که شرمنده، به نظرما این کار تقلبه. من نمی تونم این کارو برات بکنم.

تشکر کرده و گفته اشکالی نداره و اینا. ولی آخرش گفته ولی به نظر ما این کار تقلب نیست. من نفهمیدم واقعا چرا؟! خب وقتی بلیت ماهانه نمی خریم، اما به طرف میگیم خریدیم که بتونیم پولشو بگیریم، تقلبه دیگه. نیست واقعا؟

نمی دونم والا چرا خیلی از ما ایرانی ها (خودمم مخاطب میدونم ها) موقع عزاداری محرم فقط مسلمونیم.

--

عمر سعد که میگن منم واقعا! نه این وریم، نه اون وری! اگه برای طرف کپی می کردم و می فرستادم، عذاب وجدان اینو داشتم که تقلب کردم. حالا که نفرستادم، عذاب وجدان اینو دارم که به دوستم نه گفتم!!

--

من کد قسمت خودمو نوشتم. توماس باید ساختار پروژه ها رو تغییر میداد و در واقع همون کد منو می برد تو جای درستش کپی می کرد. کپی کرد و تموم شد و کد هم ظاهرا کار می کرد. ولی من تعجب می کردم چرا کار می کنه!! آخه به نظرم غلط بود. گفتم لابد من اشتباه فهمیدم و توماس درست پیاده سازی کرده منطق برنامه ی منو. ولی آخرش فهمیدم که اون چیزی که فهمیدم درست بوده و کد اشکال داره. حالا سوال این بود که چرا خب واقعا کد کار می کنه؟!!! در نهایت اون تیکه ای که غلط بودو درست کردم، حالا برنامه به اندازه ی کافی ارور میده که بدونم یعنی همه چی سرجاشه!! احتمالا اگه برنامه نویس نباشین، نمی فهمین چی میگم. ولی اونایی که برنامه نویسی کردن احتمالا الان همذات پنداری عمیقی دارن . کدی که ارور نده و اکسپشن نداشته باشه که کد نیست. کدو که می نویسی (دقت کنین کُد رو می نویسیم ها، کِدو نمی نویسیم! ) باید کلی ارور و اکسپشن (حالت استثنا) رو رفع کنی تا واقعا اجرا بشه، نه اینکه چهار خط بنویسی و اجرا کنی و بهت خروجی بده .

--

از اون جایی که خیلی از پست های وبلاگ قبلی دیگه نمایش داده نمیشه، و من خیلی اطلاعات راجع به آلمان نوشته بودم که الان دیگه نیست (و اگر هم باشه قدیمی باشه شاید)، اگر کسی مبحث خاصی به ذهنش می رسه که لازم میدونه راجع بهش پست جدا بذارم، پیشنهاد بده تا دوباره توضیح بدم مطالبو.


برچسب‌ها: روزمره
[ چهارشنبه 19 مهر 1396 ] [ 22:35 ] [ دختر معمولی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

وبلاگ قبلی من اینجاست: mamooli.persianblog.ir به خاطر خرابی های مکرر پرشین بلاگ تصمیم گرفتم کوچ کنم :) و اما من: من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی دانشجویی خیلی معمولی داریم و اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه!---- 22 اکتبر 2016 یکی از بهترین و قشنگ ترین اتفاقای زندگیمون رخ داد و پسرمون متولد شد. ---- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ---- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید"، بپرسید. در غیر این صورت، من نمی تونم جوابگوتون باشم. با کمال شرمندگی البته.---- وبلاگ قبلی یه سری پست های روزمره اش رمزداره. اگه رمز می خواین بگین. ---- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 29711