X
تبلیغات
رایتل

یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ


گفتم بیام قضیه ی ماشینمونو هم بگم شاید به درد کسی خورد.

برای ماشین خریدن تو آلمان تا دلتون بخواد آپشن هست. منظورم از لحاظ تنوعشه. مثلا خود نمایندگی های شرکت های خودروسازی، ماشین دست دوم هم میدن. ماشین لیزینگی میدن. ماشین دست اول میدن. خلاصه، رقابت زیاده.

حالا باز برای ماشین های دست دومشون (و صد البته دست اولشون) اپشن وام هم دارن. این طوریه که شما می تونین وام رو از خود همون شرکت بگیرین، می تونین وام رو جدا از بانک درخواست بدین. باید ببینین برای اون ماشینی که شما می خواین و مبلغ وامی که می خواین و زمانی که می خواین پس بدین، کدوم به صرفه تره دیگه.

ما تصمیم گرفتیم که وام رو از بانک و به صورت جداگانه درخواست بدیم.

یه سایتی هست تو آلمان به اسم CHECK24.DE که توش همه چیزو می تونین مقایسه کنین. از قیمت کالاها گرفته تا وام و اینترنت خونه و خیلی چیزای دیگه. ما اینجا دنبال وام ماشین گشتیم و یه سری پیدا کردیم. اما اصولا وام رو به کسی که اقامتش دائمی نیست نمیدن یا حداقل اینکه وامتون باید تا قبل از اتمام ویزاتون تموم بشه. یعنی برای ما می شد نهایت 2.5 سال. اما خب این برای ما کافی نبود.

ما یه وامی انتخاب کردیم و درخواست دادیم. بعد یه نفر از همون چک24 بهمون زنگ زد و گفت که این وامی که شما درخواست دادین نمیشه، به دلیل همون مشکل ویزا و ایناتون. اما بانک خودتون (من تارگو بانک دارم) چون مشتریش هستین، این آپشنو بهتون میده که ویزاتونو در نظر نگیره و وام طولانی تری بهتون بده.

خلاصه، ما هم قبول کردیم و آقاهه مدارکو فرستاد. بعد دیدیم ای بابا! این که اشتباهه که. ما یه وامی می خواستیم برای هفت سال یعنی 84 ماه ( حالا اینو توضیح میدم.) ولی این وامه برای چهار ساله، یعنی 48 ماه. دوباره زنگ زدم و صحبت کردیم و اینا. گفت الان یکی دیگه براتون می فرستم. مدارک وام هفت ساله رو فرستاد.

البته ما قصد نداشتیم واممون انقدر طولانی باشه. اما خب این بانک آپشن دیگه ای نداشت.

معمولا وام گرفتن برای ماشین این طوریه که شما می گین مثلا من 5 هزار یوروشو الان میدم. 5 هزار یوروشو به صورت قسطی میدم و آخر کار هم 5 هزار یورو نقد میدم دوباره. اما برای ما با توجه به شرایطمون و انتخاب های محدودمون، این مدل آپشن نبود و باید همه شو به صورت قسطی پرداخت می کردیم. واسه همین شد طولانی هفت ساله اون چیزی که ما می خواستیم. البته آقاهه بهمون گفت که این وام این شرایطو داره که شما هر وقت پول دستتون بود برین بانک، بگین مثلا من الان می خوام یهویی 1000 یورو از واممو پرداخت کنم. یعنی میشه وامو زودتر تموم کرد. اما خب نرمالش همون هفت ساله است.

خلاصه، در حالت کلی، شما درخواست وام میدین، بانک بررسی می کنه، یه ایمیل می زنه و میگه درخواستتون قبول/رد شد. بعد اگه قبول شده باشه، مدارکو باید امضا کنین و بفرستین و اونا هم پولو میدن.

ما هم اون روزی که آقاهه این آپشن آخری رو برامون فرستاد، درست فرداش یه سری فرم از بانک برامون اومد، ما هم پر کردیم و فرستادیم برای بانک که واممونو بگیریم. وام هم اومد به حسابمون و تموم شد. بعد یه روز یهویی دیدیم یه ایمیل اومد که شما تو صندوق پستی حسابتون (یعنی تو اکانت سایت بانکم) یه نامه دارین. رفتیم نگاه کردیم، تاییدیه ی وام بود. همسر یهویی متوجه شد که ما فرم اشتباهی رو پر کردیم و در واقع این وام 48 ماهه هست، نه 84 ماهه. یعنی اون آقاهه بنده خدا دو تا ایمیل برای ما زده بود و دو تا پیشنهاد وام داده بود و ما دومی رو قبول کرده بودی، اما بانک به اشتباه فرم های وام اول رو فرستاده بود. ما هم دقت نکرده بودیم و امضا کرده بودیم و فرستاده بودیم و تازه پولم گرفته بودیم!

وامو که می گیرین 14 روز فرصت دارین که پس بدین. منم زنگ زدم به آقاهه و گفتم این طوری شده. چیکار کنیم؟ گفت اون پولو پس بریزین به حسابی که براتون اومده، شماره حسابش همون جا هست آنلاین. یه نامه هم بزنین و توضیح بدین به بانک که چی شده و بگین که این یکی رو براتون فعال کنن. حالا جالب اینکه فرم ها رو آقاهه هم پیوست کرده بود به ایمیلش ها. یعنی ما اگر به جای اون فرم هایی که بانک فرستاده بود، خودمون فرم هایی که آقاهه فرستاده بودو پر کرده بودیم، این مشکل پیش نمیومد. فرم ها یکی بود. ما گفتیم بذار همونی که خود بانک فرستاده رو پر کنیم. که اونم اون طوری شد.

خلاصه، دو سه روز ما تو این برزخ بودیم که آیا دوباره با درخواست وام دوممون موافقت میشه یا نه. اون پولو هم نمی تونستیم برگردونیم، چون شماره حساب طرف نبود اون جایی که مسئول بانک قبلا به من گفته بود. من چند بار زنگ زدم به بانک که آقا من چطوری این پولو برگردونم خب؟!!

در نهایت تصمیم گرفتیم که حضوری یه بار من برم بانکم و قضیه رو بگم. رفتم بانکم و به خانومه گفتم من می خوام این مبلغ رو برگردونم به حسابی که ازش اومده. یه نگاهی کرد، گفت چرا؟ گفتم قضیه این طوری شده. گفت ولی من الان می بینم که این وام دوم شماست. ببین خودت؟ نشونم داد. دیدم ظاهرا اونا درخواست وام دوم ما رو قبول کردن و دیگه همون پولو برای وام دوم حساب کردن. فقط زمان پرداختش رو از 48 ماه به 84 ماه تغییر دادن. گفتم پس اگه این طوریه، اکیه دیگه. نمیخوام برگردونم!

همون روز یا فرداش بود که یه نامه ی تاییدیه هم اومد که ما زمان وام شما رو تصحیح کردیم.

خلاصه، ما واممون جور شد. اما خب یه مشکل دیگه هم بود. وقتی وام می گیرین، حداکثر حدود یه ماه (باید متن مدارکی که براتون می فرستن رو دقیق بخونین) فرصت دارین که ماشین رو بخرین، به نام خودتون بزنین، مدارکش رو پست کنین برای بانکتون و به دست اونا برسه. در غیر این صورت درصد سود وام تغییر می کنه. مثلا برای ما، واممون سودش حدود 2.5 درصده. اما اگر تو موعدی که گفتن ماشین رو نخرین و مدارکش رو تحویل ندین، باید وام رو با سود حدود 9.5 درصد پرداخت کنین.

یه نکته ی دیگه هم اینکه قیمت ماشینی که می خرین مشخصه تقریبا دیگه. شرط وام اینه که باید حداقل 80 درصد وام رو صرف خرید ماشین کرده باشین. یعنی نمیشه شما درخواست وام 10000 یورویی بکنین، بعد یه ماشین هزار یورویی بخرین، بقیه شو بذارین تو جیبتون! اون هشتاد درصد هم فکر نکنین بهتون آوانس دادن که نگفتن صد درصد. اون 20 درصد بقیه اش صرف بیمه ی ماشین و هزینه های جانبیش میشه! خودشون می دونن چقدر باید بگن.

خلاصه، از زمانی که این وام درست شد و ما مطمئن شدیم، کلی زمان از دستمون رفته بود. ما حدود دهم پول رو گرفته بودیم، اما تا حدود بیستم یا شایدم بیشتر درگیر این بودیم که بالاخره وام مال ما هست یا نه. و باید تا آخر ژانویه هم مدارک ماشینمون به دست بانکمون می رسید. خیلی استرس داشتیم واسه ماشین خریدن. باید حتما یه چیزی می خریدیم دیگه. آخرش هم نشد اون چیزی که می خواستیم بخریم، اما خب دیگه. مجبور بودیم.

همسر به خیلی از نمایندگی ها زنگ زد و راجع به ماشین هایی که داشتن پرسید، همه شون مثلا تصادفی بودن، در حالی که ما ماشین تصادفی نمی خواستیم. دیگه کلا از خیر خیلی چیزایی که می خواستیم گذشتیم تا یه چیزی بتونیم بخریم (البته غیرتصادفی در نهایت!). مثلا می خواستیم ماشین بنزینی بخریم، اما خب در نهایت دیزلی خریدیم. کلاس ماشینو هم که یکی دو کلاس کم کردیم دیگه.

یه مشکل دیگه هم که داشتیم این بود که خب هر ماشینی تو یه شهر بود. باید همسر هلک و هلک یه روزشو خالی می کرد، می رفت ماشینو می دید و اگر می تونست یه سوار هم می شد و امتحانش می کرد و برمی گشت. واسه همین، کار واقعا سخت بود.

یه سری هم که پیدا کرد و قرار گذاشت که بره ببینه، ولی قبل از اینکه کار به قرار ما برسه، ماشین ها فروخته شد.

در نهایت این ماشینی که الان خریدیم رو پیدا کرد. رفت دید، اما اجازه نداشت سوار بشه. یادم نیست چرا. همون جوری قرارداد بست و برگشت. ماشینو هم نمی تونست با خودش بیاره. چون کارای گارانتیش طول می کشید و طرف گفته بود حدود یه هفته طول می کشه.

نمایندگی شرکت ها که ماشین می فروشن، گارانتیش هم می کنن، مثلا تا یک یا دو سال گارانتی می کنن که هر مشکلی داشت (البته غیر از مشکل بدنه)، بدون هزینه تعمیر می کنن. همسر هم اصرارداشت که حتما از نمایندگی بخریم که گارانتی داشته باشه. چون اگر از شخص بخریم، ما نمی دونیم واقعا مشکلی داره ماشینش یا نه.

خلاصه، امروز به همسر زنگ زدن که ماشین آماده است، می تونین بیاین ببرینش. اما همسر جمعه می تونه بره بیاردش.

یه چیز دیگه هم یادم رفت. گفتم که ما خیلی استرس اینو داشتیم که مدارکمون حتما تا آخر ژانویه به دستشون برسه. واسه همین من یه بار زنگ زدم به بانکم و پرسیدم میشه ما مدارکو بیاریم بدیم به شما؟ چون اگر بخوایم پست کنیم باید دو روز هم برای اون حساب کنیم. گفت اشکالی نداره، می تونین بیارین تو شعبه تحویل بدین. منم خیالم راحت شد.

حالا اون روز که همسر رفته هلک و هلک اون شهر کذایی و مدارک ماشینو گرفته، فرداش رفت بانک، بانک گفته بود تحویل دادن به ما کافی نیست. باید پست بشه و اصلش به دستشون برسه. حالا من امروز پست می کنم و احتمالا تا فردا می رسه (یعنی امروز که میشه آخر ژانویه). با این وجود من باز دیروز زنگ زدم به اون قسمت مخصوص وام ماشین بانکم و توضیح دادم که جریان این طوری شده. احتمالا به دستتون می رسه تا فردا، اما بازم اگه میشه یه روز این بازه ی وام ما رو اضافه کنین که مشکلی پیش نیاد. آقاهه گفت شما امروز پست کردین؟ گفتم ما امروز دادیم به بانک، گفت ما امروز ظهر می فرستیم براشون. خودمون شخصا پست نکردیم. گفت فکر نمی کنم مشکلی باشه، ولی من اینجا یادداشت می کنم توضیحات شما رو که مشکلی نباشه دیگه.

حالا امروز اخر ژانویه است و من امیدوارم که همه چی اکی باشه و مدارک ما الان دستشون باشه .

--

هووف! خیلی استرس داشت این ماشین خریدن. شما اگه خواستین ماشین بخرین، بیشتر از ما دقت کنین که این مشکلات پیش نیاد براتون!

--

یه مدل تخفیفی هست که شرکت های خودروسازی می دن. همسر اون روز بهم گفت. برای من خیلی جالب بود. گفتم به شمام بگم.

مثل اینکه تو آلمان اینکه ماشین به نام خورده باشه خیلی مهمه. یه وقت هایی که یه سری ماشینا رو دست شرکتا می مونه، می بینن فروش نرفته. ورمیدارن سند ماشینو یه بار به اسم خود شرکت می زنن، قیمت ماشین چند هزار یورو میفته، بعد مردم می رن اونو می خرن! یعنی ماشین بازم صفر کیلومتره ها، فقط یه بار سندش به نام خود شرکت مثلا بنز خورده. ولی از قیمتش چند هزار یورو افتاده. به نظر من که خیلی آپشن خوبی میاد. فقط من نمی فهمم خب این شرکتا مگه مریضن؟ خب همون جوری عین آدم تخفیف بدن اون چند هزار یورو رو تا مردمم یه کمی خوشحال بشن. والا . چه کاریه اول به اسم خودشون بزنن، بعد بدن دست مردم؟!

--

اگه سوالی دارین بپرسین، ولی احتمالا باید صبر کنین، همسر جوابشو به من بگه، من بعد بیام بنویسم .


[ پنج‌شنبه 12 بهمن 1396 ] [ 01:21 ] [ دختر معمولی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پروفایلمو هر از گاهی آپدیت می کنم. شمام هر از گاهی یه نگاه بهش بکنین. شاید چیزی تغییر کرده باشه :) -- وبلاگ قبلی من اینجاست: mamooli.persianblog.ir به خاطر خرابی های مکرر پرشین بلاگ تصمیم گرفتم کوچ کنم :) -- و اما من: من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی خیلی معمولی داریم. اولش دانشجویی اومدیم، الان یه زندگی همچین بگی نگی دانشجویی-کاری داریم! اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه!---- 22 اکتبر 2016 یکی از بهترین و قشنگ ترین اتفاقای زندگیمون رخ داد و پسرمون متولد شد. ---- 13 فوریه ی 2018 بالاخره تزمو سابمیت کردم.---- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ---- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید"، بپرسید. در غیر این صورت، من نمی تونم جوابگوتون باشم. با کمال شرمندگی البته.---- وبلاگ قبلی یه سری پست های روزمره اش رمزداره. اگه رمز می خواین بگین. ---- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 65369