X
تبلیغات
زولا

یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی
 
قالب وبلاگ


قبلا گفته بودم میام یه پست در این زمینه میذارم. گفتم حالا اون چیزایی که خودم تجربه کردمو بهتون بگم.

ممکنه حرفام خیلی بی ربط و پراکنده به نظر برسن، چون هرچی به ذهنم برسه می نویسم دیگه. ارتباطشو خودتون پیدا کنین .

تو آلمان دانشگاها به اون شدت ایران اختلاف سطح ندارن. حداقل در زمینه ی کار پیدا کردن این طوریه. یعنی این جوری نیست که فکر کنین هر کس از دانشگاه مونیخ فارغ التحصیل بشه، شرکتا پشت در دانشگاه منتظرشن که ببرن و استخدامش کنن، هر کس هم از دانشگاه سطح پایین توی یه شهر کوچیک فارغ التحصیل بشه حتما بیکار می مونه. همه چیز بستگی به تلاش طرف داره.

یکی از چیزایی که خیلی تعیین کننده است برای کار پیدا کردن، انجام دادن کارآموزیه. خیلی ها دو سه تا کارآموزی برمی دارن تو دوران تحصیلشون که بعدا بتونن جایی کار پیدا کنن. وگرنه به صرف مدرک گرفتن - حتی اگر دکترا باشه- خبری از کار نیست. سابقه ی کاری خیلی مهمه و این سابقه فقط با کار کردن تو محیط واقعی به دست میاد.

یکی از چیزای دیگه ای که تاثیر زیادی داره، داشتن تجربه ی کاری یا حداقل تحصیلی توی یه کشور دیگه است. برای همین خیلی ها مثلا یه ترم میرن یه دانشگاه تو آمریکا مهمان میشن یا مثلا یه سال میرن چین. چین رفتن، مخصوصا تو دوره ی اخیر که چین دیگه دارن دنیا رو می گیره، خیلی عادی شده و خیلی از آلمانی ها حتی میرن زبون چینی یاد می گیرن.

اگر برای دکترا میاین آلمان، باید اینو بدونین که پوزیشن های کاری برای کسی که مدرک دکترا داره کمتر از کسی هست که مدرک ارشد داره و این طبیعیه. چون تعداد فارغ التحصیلاش هم کمتره. یعنی همین طوری که سرچ می کنین، چندین شغل می بینین که زدن مدرک ارشد می خوان و تعداد کمی گفتن که مدرک دکترا می خوان. اگر هم شما با دکترا برای اون پوزیشن های ارشد اقدام کنین، به احتمال خیلی زیاد بهتون میگن که شما overqualified شدین برای این شغل. چون اینجا واقعا شرکتی که نیازی به دکترا نداشته باشه، دکترا نمی گیره. مبنای حقوق دکترا از ارشد بیشتره و کسی علاقه ای نداره پول اضافی بده به کسی که دکترا داره. مخصوصا که شرکت ترجیح میده کسی رو استخدام کنه که مثلا ارشدش رو گرفته و بعد 5 سال رفته جایی کار کرده تا اینکه بخواد کسی رو بگیره که بعد از ارشدش 5 سال دیگه هم رفته درس خونده!

یه چیز دیگه اینکه کسی میره دکترا می خونه که به تحقیق علاقه مند باشه. کار تو دانشگاه خیلی با کار تو صنعت فرق داره. بنابراین، کسی که دکترا می گیره، بعدا باید بره تو قسمت R and D شرکت ها کار کنه؛ یعنی قسمت تحقیق و توسعه.

از دکترا وارد صنعت شدن هم کار ساده ای نیست. یکی از اصلی ترین سوال هایی که ازتون می پرسن تو مصاحبه ی کاری اینه که شما با دکترا اصلا چرا می خوای وارد صنعت بشی؟

از چیزای دیگه ای که خیلی روی استخدامتون تاثیر داره، آلمانی بلد بودنتونه. این تصور که اونجا اروپاست و همه انگلیسی بلدن، کاملا اشتباهه. شما نه می تونین با انگلیسی حرف زدن همیشه کارتونو راه بندازین، نه می تونین راحت کار پیدا کنین. پس اگر قصد موندن تو آلمان دارین، واقعا از همون اول به فکر این باشین که آلمانی رو یاد بگیرین. اگر هم وقت کافی دارین که تو ایران یاد بگیرین، حتما این کارو بکنین و اصلا همون تحصیلتونو هم به آلمانی انجام بدین. چون شما هرچی هم که کلاس برین، اصطلاحات رشته ی خودتونو نمی تونین یاد بگیرین. اونا چیزاییه که فقط و فقط با تحصیل به زبون آلمانی می تونین یاد بگیرین.

در مورد اپلای کردن برای کارها هم به خیلی چیزا باید دقت کنین. مثلا این طوری نیست که یه رزومه رو برای شونصد تا شرکت فوروارد کنین و انتظار داشته باشین استخدام بشین. برای هر شغل باید یه کاور لتر بنویسین و توش بنویسین که چرا به درد این شرکت می خورین و چه سابقه ی کاری مرتبطی با این شرکت داشتین و از این حرفا. بنابراین، برای هر شرکت باید جدا وقت بذارین. علاوه بر اون، برای خیلی از شرکت ها یا پوزیشن هایی که اعلام میشن، باید سایر مدارکتونو هم بفرستین. یعنی مثلا مدرک ارشد، سوابق کاریتون و غیره. یعنی صرفا رزومه ایمیل کردن نیست.

اگر پوزیشنی اعلام شده باشه که خب مدارکو براشون می فرستین. اگر شرکتی رو پیدا کردین و پوزیشنی نداره، خودتون به صورت unsolicited (یا آلمانیش initiativ) اقدام کنین. یعنی همین طوری ایمیل بزنین و مدارکتونو بفرستین و بگین من به کار شرکت شما علاقه مند بودن، خواستم بدونم پوزیشنی دارین یا نه.

من خودم دو بار دنبال کار گشتم، یکی همین اخیرا که قراره از آپریل عوض کنم کارمو، یه بار هم همون دو سال پیش که این کار فعلیمو پیدا کردم. اون زمان هم من چند تا مصاحبه داشتم، این دفعه هم داشتم. من تمام شغل هایی که موفق شدم مصاحبه ی حضوری داشته باشم، دقیقا کارهایی بودن که خودم اپلای کردم بدون اینکه پوزیشنی داشته باشن.

وقتی شرکتی یه پوزیشن اعلام می کنه و تو سایت ها می زنن، صدها نفر براش اقدام می کنن. اما وقتی شما ایمیل می زنین، ایمیل شما به صورت جدا و تکی خونده میشه و خب خیلی تاثیر میذاره روی طرف. یعنی مثلا طرف تو ذهنشه که برای شیش ماه دیگه یه پوزیشن اعلام کنه. اما خب از الان که آگهیشو نمی زنه. ولی حالا یهویی یه آدمی پیدا میشه که دنبال کار می گرده و اتفاقا به اون پوزیشن می خوره. خب طبیعیه که طرف بلافاصله دعوتش می کنه به مصاحبه و اگه همه چی خوب باشه، با هم کارو شروع می کنن. من واقعا این مدل ایمیل زدنو بهتون توصیه می کنم. اما دقت کنین که این روش برای رشته های خاصی جواب میده. مثلا کسی که رشته اش کامپیوتره به راحتی می تونه این کارو بکنه، اما برای کسی که رشته اش ریاضیه، خیلی احتمالش کمه که این روش جواب بده. اما خب به نظر من ارزششو داره.

حالا کجا شرکت ها رو پیدا کنیم؟

linkedin رو که همه می شناسن. این لینکت این یه نسخه ی مشابه آلمانی داره به اسم xing. آلمانی ها از xing خودشون بیشتر استفاده می کنن تا لینکت این. پس بهتره اونجا یه اکانت درست کنین و تو شرکت ها بگردین.

یه سایت دیگه هم هست wlw.de که در واقع فقط اسم و گاهی وب سایت شرکت ها رو داره. همه جور شرکت هم توش هست. اونجا هم می تونین بگردین. اما اونجا دیگه یوزر داشتن و اکانت و این حرفا نیست. فقط می تونین مثلا با کلیدواژه دنبال شرکت های یه موضوع خاص بگردین.

گوگل مپ هم روش خوبیه برای پیدا کردن بعضی شرکت ها. اما خب بازم بستگی به رشته تون داره دیگه. شرکت های آلمانی با GmbH مشخص میشن (که معادل ltd. هست). می تونین مثلا سرچ کنین Maschinenbau GmbH توی شهر خودتون. یه عالمه اسم شرکت میاره براتون (البته اگه شهرتون به درد مهندسی مکانیک بخوره!) که توش این کلمه رو داره یا آخرش این کلمه رو داره. خلاصه اینم روشیه. با یه سری شرکت های دور و بر خونه تون آشنا می شین.

این روش های عجیب و غریب رو اصلا ساده نگیرین و واقعا براشون وقت بذارین. فکر نکنین این همه سایت هستن که پوزیشن ها رو گذاشتن، من چرا با این روش ها دنبال اسم شرکت ها بگردم. خیلی وقتا همین روش ها جواب میدن.

حالا فرض کنین دعوت شدین به مصاحبه. اولا برای مصاحبه تون لباس رسمی و کت و شلوار و کراوات و از این چیزا بپوشین. همین جوری با پیرهن نرین! دیگه اینکه قبلش واقعا راجع به شرکت مطالعه کنین. از سوالای اولشون همیشه اینه که چرا برای ما اپلای کردی؟ چرا فکر می کنی به درد ما می خوری؟ می دونی ما چیکار می کنیم؟ توضیح بده ما چیکار می کنیم تا من اطلاعاتتو کامل کنم. اینجا شما باید هرچی راجع به شرکت می دونین بگین. حتی ممکنه شرکت ازتون بپرسه می دونی ما برای فلان قسمتمون از کدوم تکنولوژی استفاده می کنیم؟ یعنی در این حد ممکنه بپرسن. براشون خیلی مهمه که شما سایتشونو خونده باشین، بدونین کجا دارین میرین مصاحبه، بدونین پوزیشنی که اعلام شده دقیقا چیه؟ دقیقا از شما چه انتظاری داره؟ بنابراین، برای مصاحبه واقعا آماده بشین و به فکر اینکه "من کارمو بلدم، پس نمی خواد کاری بکنم" نباشین.

بعد از مصاحبه، دیگه معمولا اگر شرکت بزرگ باشه تا دو هفته طول می کشه که بهتون جواب بدن. اگر تا دو هفته جواب ندادن، با اطمینان خوبی میشه گفت که ریجکت شدین. شرکت های کوچیک هم که همون فردا پس فرداش بهتون جواب میدن.

در مورد اینکه چقدر و چه مدت باید دنبال کار بگردین، باید بگم واقعا نمیشه عدد دقیقی گفت. به خیلی چیزا بستگی داره. مثلا اگر کارتون خوب باشه و استادتون معرفیتون کنه به جایی، خب به احتمال خیلی زیاد همون جا استخدام میشین. اما اگر کسی معرفیتون نکنه و کانکشن نداشته باشین، واقعا خیلی سخته کارتون، خیلی. واسه همین میگم حداقل باید یکی دو تا کارآموزی برین که دو تا آشنا داشته باشین. معمولا هم دانشجوها سعی می کنن جایی کارآموزی رو انجام بدن که بتونن حداقل برای یه مدتی بمونن. یعنی یه جایی کارآموزی انجام میدین، یا مثلا تز ارشدتونو، همون جا یه سال کار می کنین. بعدش راحت تر می تونین دنبال کار بگردین. واقعا وقتی آدم صفر کیلومتر میخواد شروع کنه خیلی سخته.

اما خب بعد از یکی دو سال سابقه دیگه راحت تر میشه.

من برای خودم، تقریبا از نوامبر دیگه احساس می کردم با اینا به مشکل میخورم. از اول دسامبر دیگه به شکل جدی دنبال کار گشتم. حدود بیست و سوم چهارم دسامبر اینا دیگه دو تا پذیرش داشتم. اما همیشه کار این قدر راحت نیست. واقعا فکر نکنین خب یه نفر پیدا کرد، پس منم پیدا می کنم. الان من می شناسم کسی که پست داکشو هم انجام داده و چند ماهه دنبال کار می گرده و پیدا نمی کنه.

اینم بدونین که همیشه نمی تونین پست داک انجام بدین. کل مدتی که یه نفر میتونه دکترا یا پست داک بخونه، ده ساله. البته به ازای هر بچه یه سال اضافه میشه. یعنی اگر دکترای شما شیش سال طول کشید، چهار سال می تونین فقط پست داک انجام بدین. بعدش دیگه باید گروه خودتونو بزنین و پوزیشن هایی با عنوان پست داک رو نمی تونین بگیرین. این قانون برای همه برقراره و آلمانی و خارجی نداره.

یه چیز دیگه هم اینکه اگر کسی بعد از دکتراش رفت پست داک هم گذروند، کار خودشو برای ورود به صنعت سخت تر کرده. کلا هر چی بیشتر توی کار آکادمیک بمونین، رفتنتون به صنعت سخت تره. بنابراین، بهتره از همون اول تصمیمتونو بگیرین که می خواین چیکار کنین. این طوری نیست که با خودتون بگین حالا این پست داکو برم تا بعد یه کاری تو صنعت پیدا کنم.

--

دیگه نمی دونم چی بگم. اگر سوالی دارین تو کامنت ها بپرسین. اگر جوابش کوتاه باشه، همون جا  جواب میدم؛ اگر نیاز به توضیحات زیاد داشته باشه، پست رو آپدیت می کنم.


برچسب‌ها: زندگی در آلمان
[ سه‌شنبه 24 بهمن 1396 ] [ 23:01 ] [ دختر معمولی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پروفایلمو هر از گاهی آپدیت می کنم. شمام هر از گاهی یه نگاه بهش بکنین. شاید چیزی تغییر کرده باشه :) -- وبلاگ قبلی من اینجاست: mamooli.persianblog.ir به خاطر خرابی های مکرر پرشین بلاگ تصمیم گرفتم کوچ کنم :) -- و اما من: من یه دختر معمولی هستم که با همسرم توی یه شهر کوچیک آلمان یه زندگی خیلی معمولی داریم. اولش دانشجویی اومدیم، الان یه زندگی همچین بگی نگی دانشجویی-کاری داریم! اینجا میخوام همین روزای ساده ولی قشنگ زندگیمونو ثبت کنم. البته زندگی ما هم مثل همه ی زندگی ها فراز و نشیب های زیادی داشته و داره ولی داشتن این فراز و نشیب ها خودش معمولیه!---- 22 اکتبر 2016 یکی از بهترین و قشنگ ترین اتفاقای زندگیمون رخ داد و پسرمون متولد شد. ---- 13 فوریه ی 2018 بالاخره تزمو سابمیت کردم.---- اگر سوالی در مورد پذیرش توی آلمان داشتین، اول از همه لطفا به سایت اپلای ابرود دات ارگ مراجعه کنید. ---- اگه نتونستید جواب سوالاتونو بگیرین، من تا جایی که بتونم بهتون کمک می کنم، ولی ازتون خواهش می کنم، سوالاتون رو فقط و فقط توی پست "از من بپرسید"، بپرسید. در غیر این صورت، من نمی تونم جوابگوتون باشم. با کمال شرمندگی البته.---- وبلاگ قبلی یه سری پست های روزمره اش رمزداره. اگه رمز می خواین بگین. ---- اگه با من کار دارین، به این آدرس ایمیل بزنین: mamooli_persianblog@yahoo.com
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 88383